"علی: عجیب! حیدر، عجیب اون هایی ان که کسی رو ندارن بهشون زنگ بزنه، اون ها کل تایم تلفن ماهیونه ی زندان شون رو می فروشن به یه باکس بهمن کوچیک، بعد عجیب تر اون هایی ان که یه عالمه قوم و خویش دارن ولی خودشون دلشون نمی خواد با کسی حرف بزنن، اون ها، اون ها حیدر، اون ها هر یه نخ بهمنی که می کشن یه عالمه حرف نزده ست که دود می شه."
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز