رز ورن، ملکههای دوقلو، از نبرد آنادان جان سالم به در برده و جادو را بار دیگر به پادشاهی خود بازگرداندهاند، اما خطر همچنان سرزمینشان را تهدید میکند.
رن از زمانی که طلسم خون را روی شاهزاده انسل اجرا کرده، بیمار شده و مهار جادویش را از دست داده است. بدتر از همه، طلسمی که میان رن و آلریک، پادشاه سنگدل، ایجاد شده است، پیوندی غیرقابل اجتناب میان آنها به وجود آورده. این نفرین، اگر باطل نشود، جان هر دوی آنها را تهدید میکند. بنابراین، رن و آلریک به همراه کاپیتان تور ایورسن راهی سفر به کوههای شمالی میشوند تا با درمانگر اعظم ملاقات کنند.
در سوی دیگر، رز یک شب از خواب بیدار میشود و جده نامردهاش، اوناگ، را میبیند که با هشداری نزد او آمده است: «یا تاج و تخت را واگذار کن یا جنگ ایانا را نابود خواهد کرد.» رز در جستجوی سلاحی برای شکست دادن اوناگ، برای کمک گرفتن از شن لو عازم کویر میشود، اما آنچه در پادشاهی آفتاب منتظر اوست، ممکن است قلبش را بشکند.
در حالی که اوناگ همه چیزهایی را که رز و رن عزیز میدارند تهدید میکند، دوقلوها باید تمام تلاش خود را برای نجات ایانا به کار گیرند؛ از جمله تن دادن به فداکاری بزرگی که ممکن است برای انجام آن آمادگی نداشته باشند.
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز