سانهو پسری است که در دنیای زیرین، سرزمینی در تاریکی دائمی، زندگی می کند. او کهنه سربازی است که فقط اسمش را به خاطر می آورد. سانهو با انجام کارهای عجیب روزگار خود را می گذراند تا اینکه با ماموریتی روبرو می شود که هر مزدوری آرزویش را دارد: پاداش ماموریت صندوقی پر از سکه است، در عوض او باید دختری را پیدا کند که از نوری نقره ای رنگ به عنوان سلاح استفاده می کند.
در همین زمان، در شرق نیز دختری شاد و پرجنب و جوش به نام رن، همراه با خانواده که او را به سرپستی گرفته بودند، سفر می کند و در روستاها نمایش اجرا می کنند. اما زندگی او در یکی از اجراهایشان دگرگون می شود. در لحظه ای از ترس و خشم، رن انفجاری از نور نقره ای آزاد می کند، قدرتی که از کودکی آن را پنهان کرده بود و هیولا را می کشد. اما موفق نمی شود جلو فاجعه ای را که برای خانواده اش اتفاق می افتد، بگیرد و دایی عزیزش به شدت زخمی می شود.
رن مصمم است دایی اش را از مرگ بر اثر زخم سمی نجادت دهد. او ناگزیر باید از کوهستانی که هیولا از آن آمده، عبور کند. این مسیر او را به سانهو می رساند رن همان دختری است که او و صدها مزدور دیگر به دنبالش هستند...
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز