بیشتر مردم هرگز آن ها را نمی بینند؛ سه پیکره ی کوچک در انتهای اسکله ای بلند و در کنج یکی از مشهورترین نقاشی های جهان. در نگاه نخست، اغلبِ مردم گمان می کنند این نقاشی فقط تصویری از دریاست؛ اما لوئیزا میداند موضوع فراتر از این هاست.
بیست و پنج سال پیش، در شهرکی ساحلی و به دور از هیاهو، چند نوجوان از تلخی های زندگی شان به روزهای بلند تابستانی و اسکله ای متروک پناه می برند: جایی برای شوخی های کودکانه، راز های ناگفته و خلاف هایی کوچک اما صمیمی. همین دوستیِ ساده به آن ها امید می دهد؛ دلیلی برای برخاستن، برای خیال پردازی و برای عاشق شدن.
و از دل آن تابستان، شاهکاری زاده می شود؛ تابلویی که سال ها بعد به دستان لوئیزای هجده ساله سپرده می شود. لوئیزا برای این نقاشی سفری را در پیش می گیرد؛ اما هرچه به زادگاه تابلو نزدیک تر می شود، بیم و هراسِ یافتنِ ناشناخته ها وجودش را بیشتر در هم می فشارد، ولی پایان های خوش همیشه آن طور که فکر می کنیم رقم نمی خورند.
رمان «دوستان من» گواهی است بر قدرت جاودانه و دگرگون کننده ی دوستی و هنر. بکمن این بار با روایتی فراموش نشدنی باز میگردد؛ داستانی آمیخته با طنزی لطیف و احساسی ژرف از چهار نوجوان که دوستی بینشان چنان عمیق است که بیست و پنج سال بعد، زندگی غریبه ای را زیرورو می کند.
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز