مانند بسیاری از داستان های داستایفسکی، شب های روشن داستان یک راوی اول شخص بی نام و نشان است که در سنت پترزبورگ زندگی می کند و از تنهایی و این که توانایی متوقف کردن افکار خود را ندارد، رنج می برد. این شخصیت نمونه ی اولیه ی یک خیالباف دائمی است.
او در ذهن خود زندگی می کند، در حالی که خیال می کند پیرمردی که همیشه از کنارش رد می شود اما هرگز حرف نمی زند یا خانه ها، دوستان او هستند. او با زن جوانی آشنا می وشد و عاشق او می شود اما عشقش بی پاسخ می ماند چرا که دختر لنگ معشوق خود است که در نهایت او را بازمی یابد. راوی تجربه هایش از قدم زدن در خیابان های سن پترزبورگ را توصیف می کند. عاشق شهر در شب است، زیرا در شب احساس آرامش می کند. او هنگام روز احساس راحتی نمی کند زیرا همه ی کسانی که عادت به دیدنشان در روز داشت دیگر نبودند. همه ی احساساتش از آن جا نشات می گرفت.
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز