در رمان «شکارچی سنگدل» اثر کریستن سیکارلی، ما با جهانی روبرو هستیم که در آن ورق تاریخ برگشته است. روزگاری که جادوگران با افتخار زخمهای قدرتشان را به نمایش میگذاشتند سپری شده و اکنون، هر رد و نشانی از جادو، حکم قطعی اعدام با گیوتین را دارد. سیکارلی فضایی خفقانآور خلق کرده که در آن چالش اصلی، بقا در زیر پوست یک حکومت توتالیتر و ضد جادو است.
رون وینترز، قهرمان داستان، استراتژیست باهوشی است که از نادیده گرفته شدن به عنوان سلاح استفاده میکند. او روزها نقاب یک دختر اشرافی، سطحی و مدگرا را به چهره میزند شخصیتی که هیچکس او را جدی نمیگیرد اما شبها در قامت «شبپره سرخ»، تبدیل به کابوس حکومت و ناجی جادوگران فراری میشود. نویسنده در اینجا کلیشهی دختر ضعیف را واژگون میکند و نشان میدهد که چگونه میتوان از انتظارات پایین جامعه، یک دژ مستحکم برای پنهان کردن اسرار ساخت.
تنش داستان زمانی اوج میگیرد که گیدین شارپ وارد این بازی موش و گربه میشود. گیدین یک شخصیت شرور تکبعدی نیست؛ او قهرمان انقلابی است که با نفرتی بسیار، کمر به نابودی جادو بسته است. وقتی گیدین به فعالیتهای تجاری کشتیهای رون مشکوک میشود، تصمیم میگیرد با حربهی عشق و نزدیکی عاطفی، به حقیقت نفوذ کند. از سوی دیگر، رون نیز برای کنترل دشمن، تصمیم به اغوای او میگیرد. این تقابل، شالودهی اصلی درام را شکل میدهد: دو دشمن خونی که بر پایهی دروغ، به هم نزدیک میشوند و هر لحظه احتمال دارد در دام احساسات واقعی یا افشای حقیقت گرفتار شوند. در این رمان، سیستم جادویی هزینهبر است. همانطور که در صحنههایی مثل طلسم خون با وریتی میبینیم، استفاده از جادو نیازمند قربانی کردن بخشی از وجود و تحمل درد است که به واقعگرایی و خشونت جهان داستان میافزاید. مسئلهای که خواننده را درگیر میکند، تردید مداوم شخصیتهاست؛ آیا رون تسلیم احساساتش نسبت به شکارچی میشود یا گیدین میتواند از نفرت کورکورانهاش دست بردارد؟
«شکارچی سنگدل» برای کسانی نوشته شده که در فانتزی به دنبال مرز باریک میان عشق و خیانت هستند و میخواهند ببینند در دنیایی که اعتماد خطرناکترین انتخاب است، چگونه میتوان زنده ماند.
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز