در یک آپارتمان در طبقهی چهارم، دو رفیق جوان زیر یک سقف با هم زندگی میکردند: آرکادی ایوانوویچ نیفدی یویچ و واسیا شومکوف. این جا نویسنده مسلماً احساس میکند لازم است به خواننده توضیح بدهد چرا اسم یکی از قهرمانها را کامل و با نام پدر گفته و از دیگری با اسم مصغر یاد کرده است؛ بله، باید بگوید تا آنها بدانند که قصدش بیادبی نبوده و این هم نوعی از صمیمیت است اما برای این منظور اول باید رتبه، سن وسال، القاب، سمت و بالاخره حتی شخصیت قهرمانان داستان را توصیف کرد. ولی از آن جایی که هستند نویسندگان بسیاری که کارشان را دقیقاً این طوری شروع میکنند، نویسندهی داستانی که پیش روی شماست تصمیم گرفته فقط برای آن که مثل بقیه نباشد یک راست برود سر اصل داستان؛ هر چند ممکن است بعضیها بگویند این کارش از سر منتهای خودخواهی است. به همین دلیل همین جا مقدمه را درز میگیریم و میپردازیم به داستان…
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز