سلامز خوش اومدیز! | کد تخفیف خرید اول : welcome | ارسال سفارشات 2 الی 10 روز کاری
کتاب نامه های جودی آبوت به بابالنگ دراز اثر جین وبستر از نشر جهان کتاب

کتاب نامه های جودی آبوت به بابالنگ دراز اثر جین وبستر از نشر جهان کتاب

معرفی کتاب نامه‌های جودی آبوت به بابا لنگ‌ دراز 
کتاب نامه‌های جودی آبوت به بابا لنگ‌ دراز نوشته‌ی جین وبستر، داستان‌نویس مشهور آمریکایی، شامل مجموعه نامه‌هایی است که دختری جوان با نام جودی آبوت به قیم ناشناس خود می‌نویسد. این کتاب، صرفاً اثری عاشقانه و احساسی نیست بلکه به مسائلی همچون تحصیل و حقوق زنان نیز می‌پردازد.  شخصیت اصلی رمان نامه‌های جودی آبوت به بابا لنگ‌ دراز (Daddy Long Legs)، دخترکی یتیم و مهربان است که به رغم زندگی تلخی که داشته، بسیار شوخ و دوست‌داشتنی است و استعدادی هم در نوشتن دارد. روزی یکی از مقالات او را فردی با نام مستعار جان اسمیت می‌خواند و چون یکی از خیرین پرورشگاه بوده است تصمیم می‌گیرد که به عنوان قیمِ جودی، امکان تحصیل او را فراهم کند و این‌گونه می‌شود که این دخترک یتیم و دوست‌داشتنی برای ادامه‌ی تحصیل به دبیرستان یادبود لینکلن می‌رود.  همان شبی که جان اسمیت مقاله‌ی او را می‌خواند جودی فقط لحظه‌ای می‌تواند سایه‌ی این مرد را ببیند که بلند و کشیده است و به همین دلیل به او لقب بابا لنگ دراز را می‌دهد.  بابا لنگ دراز فقط یک درخواست از جودی داشت و آن هم این بود که هر ماه نامه‌ای برایش بنویسد و به دلیل همین درخواست نامه‌های صمیمانه و پر از احساس جودی در خصوص زندگی شخصی و تجربه‌های جدیدش خطاب به بابا لنگ دراز آغاز می‌شود. هر چه جودی بیشتر برای این خیر ناشناس می‌نویسد بیشتر تمایل به آشنایی با او را پیدا می‌کند و در نامه‌هایش هم از این خواسته‌ی خود می‌گوید اما نامه‌ها همواره بی‌پاسخ می‌ماندند.  جودی آبوت دو هم‌اتاقی به نام‌های سالی مک‌براید و جولیا پندلتون دارد که در طول داستان با این دو رابطه‌ای صمیمانه ایجاد می‌کند که این دوستی منجر به آشنایی با جرویس پندلتون می‌شود. زندگی جدید، دوستان جدید، جرویس پندلتون و... دست به دست هم می‌دهند تا این‌که در نهایت جودی از دخترکی یتیم به زنی مستقل تبدیل می‌شود و حتی عشق زندگی خود را پیدا می‌کند...  جین وبستر (Jean Webster) در این اثر به یاد ماندنی به مسائل ارزشمندی همچون بخش، دوستی، صبر و... نیز اشاره می‌کند و این موضوع به ارزش و غنای این رمان دوست‌داشتنی می‌افزاید.

در بخشی از رمان نامه‌های جودی آبوت به بابا لنگ‌ دراز می‌خوانیم: 
من عاشق دانشکده هستم و بیش از همه عاشق شما که مرا به دانشکده فرستادید، آن‌قدر خوشحالم که از شدت هیجان خوابم نمی‌برد. شما نمی‌دانید این‌جا با پرورشگاه «ژان گریر» چقدر فرق دارد، من در خواب هم نمی‌دیدم که چنین جایی وجود داشته باشد، دلم برای دخترانی که نمی‌توانند به این دانشکده بیایند می‌سوزد. یقین دارم دانشکده‌ای که شما در موقع جوانی رفته‌اید به این خوبی نبوده است.  من با سه نفر از دانشجویان در یک عمارت برج مانندی هستیم. یکی از آن‌ها سال آخر دانشکده است و عینک می‌زند و دائم می‌گوید «بچه‌ها خواهش می‌کنم کمتر سر و صدا کنید.» و اتاق تنها دارد. دو نفر دیگر سال اول هستند؛ یکی از آن‌ها سالی ماک براید و دیگری ژولیا روتلج پندلتن در یک اتاق هستند. سالی مو قرمز، بینی سر بالا، خون گرم و خودمانی است. ژولیا از یک خانواده درجه یک از نیویورک آمده و هنوز وجود مرا احساس نکرده است.  با این که معمولاً به دانش‌آموزان سال اول اتاق تنها نمی‌دهند، نمی‌دانم چه شده که بدون درخواست به من اتاق تک داده‌اند. فکر می‌کنم کسی که اسامی را ثبت می‌کند نخواسته دختران پدر و مادردار را با من که در نوانخانه بزرگ شده‌ام یک جا بگذارد؛ می‌بینید گاهی یتیم بودن هم مزایایی دارد.

ناموجود
افزودن به سبد خرید
افزودن به سبد خرید
ناموجود

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است