او همسری است که دانته را هیچ وقت نمی خواست...
و نقطه ضعفی که انتظارش را نداشت.
بی رحم، دقیق، متکبر.
دانته روسو از کنترل کردن چه در زندگی حرفه ای و جه در زندگی شخصی لذت می برد. این مدیرعامل بیلیونز، هیچ وقت برنامه ای برای ازدواج نداشت تا زمانی که به خاطر یک اخاذی مجبور شد با زنی نامزد کند که حتی او را به درستی نمی شناسد.
ویوین لاو، وارث یک خانواده ی نوکیسه در کسب و کار جواهر و دختر جدیدترین دشمن دانته. اهمیتی ندارد که ویوین چقدر جذاب و زیباست، دانته هرکاری که در توانش است، انجام می دهد تا شواهد اخاذی و این نامزدی را از بین ببرد.
زیبا، جاه طلب و بانزاکت.
ویوین لاو، فرزند شایسته و بلیت ورود خانواده اش به طبقه ثروتمندان و رده های بالای جامعه است.
ازدواج با یکی از روسوهای اشراف زاده، درهایی را برای خانواده اش باز می کند که اگر این کار را نکند این در ها تا ابد بسته باقی می ماند.
هرچند دانته گستاخ و مرموز، شریک زندگی رویایی ویوین نیست، اما به خاطر وظیفه این وصلت را می پذیرد.
وابستگی به وجود دانته هیچ وقت بخشی از برنامه اش و همین طور بدترین کاری که می توانست انجام دهد، نبود؛ زیرا بدترین کار، عاشق همسر آینده اش شدن بود!
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز