آن دختر در هر زمینهای نقطهی مقابل اوست…
و بزرگترین وسوسهای که تا به حال احساس کرده است. کای یانگ، کم، حرف خویشتندار و بیش از حد شایسته نه وقتی برای هرج و مرج دارد و نه تمایلی به آن.
ایزابلا با موهای بنفش و شوخیهای نامناسب میتواند تعریف کاملی از هرج و مرج باشد. این وارث میلیاردر با توجه به رای حیاتی مدیر عاملی و یک امپراتوری رسانهای در خطر نمیتواند حواس پرتیهایی را که منشأ آنها ایزابلاست، تحمل کند.
آن دختر از هر نظر با او متضاد است و همین طور بزرگترین وسوسه ایست که تا به حال با آن مواجه شده. ایزابلا تمام چیزی است که او نباید بخواهد ولی با هر نگاه و و هر برخورد وسوسه میشود تا تمام قوانین خودش را زیر پا بگذارد و او را مال خودش بکند.
ایزابلا والنسیا جسور، دمدمی مزاج و سرشار از زندگی که تا به حال به هیچ تفریح و مهمانی «نه» نگفته است و هیچ مردی هم نبوده است که مجذوبش نشده، باشد البته جز کای یانگ این نباید اهمیتی داشته باشد چون آن مرد با سلیقهاش مطابقت ندارد و حتی تفریحش خسته کننده و ترجمه متون کلاسیک به لاتین است عضویت کای در کلوپ انحصاری والهالا که ایزابلا در آن کار میکند است که کای کاملاً قدغن و ممنوع است، اما ایزابلا نمیتواند انکار کند که در زیر ظاهر آرام خونسرد، کای مردی وجود دارد که میتواند تنها با یک حرف او را ذوب کند.
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز