"مرا می باید که در این خمِ راه
در انتظاری تاب سوز
سایه گاهی به چوب و سنگ برآرم،
چرا که سرانجام
امید
از سفری به دیر انجامیده باز می آید.
به زمانی اما
ای دریغ!
که مرا
بامی بر سر نیست
نه گلیمی به زیر پای.
از تاب خورشید
تفتیدن را
سبویی نیست
تا آب اش دهم،
و بر آسودن از خسته گی را
بالینی نه
که بنشانم اش
..."
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز