فاجرقه پس از جرقه هرکاری می کردند توانی برای راه اندازی تکان آتش فشان نداشتند و هرکدام یکی پس از دیگری سال ها تلاش می کردند تا مرگی برای نخستین سازنده به ارمغان آورند. هر دری که بشر به ذهنش می رسید زده شد تا نابودی را در آغوش گیرد چرا که نیستی از دست آن ها فرار می کرد. دوان دوان شخصیت های دگرگونی پای به ساخت دروازه ای کوچک گذاشتند تا این میان یکی از آن ها پذیرای بستر مرگ برای دیگری باشد.
در این زمین با هر خوارگ یک مهره تکان می خورد و با هر سکون یک اسطوره از جهان خارج می شود. تماشای برون رفت خدایان و راهیابی تجسم آنان زمین بازی ای لذت بخش بهر راضی ساختن کسانی که بخشی از جهان شده اند، پدیدار می ساخت. گرچه این میان تنها کسانی که بخشی از نبرد نامیراهای بدون قدرت و فانی های قدرتمند نبودند، تاوان نبرد خونین را با بهایی ابدی پرداخت می کردند. اینکه چه پیش آمد و چه کسی آغازگر این زنجیره از کنش ها شد را تنها نیزه دار می داند.
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز