کیمیاگر قصه ی چوپانی اسپانیایی به نام سانتیاگو است که در رویای خود محل گنجی مدفون را در حوالی اهرام مصر می بیند و رهسپار یافتنش می شود.
«زمانی که واقعا خواستار چیزی هستی، باید بدانی که این خواسته در ضمیر جهان متولد شده است و تو، فقط مامور انجام دادنش بر روی زمین هستی. حتی اگر فقط هوس سفر کردن باشد یا ازدواج با یک دختر بازرگان... یا جستجوی گنج. روح دنیا از خوشبختی یا بدبختی هوس یا حسادت مردم انباشته است. هیچ نیست مگر یک چیز: تکمیل "حدیث خویش" که آن هم، تنها اجبار انسان هاست. وقتی خواستار چیزی هستی، همه ی جهان در تکاپوی آن است که تو به خواسته ات برسی.»
فروشگاه اینترنتی مسترکتابز